۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه

خودسانسوری

می نویسم از تمام شما که به من کمک کردید ممنونم. می نویسم من همیشه سپاسگزار این همه حمایت شما خواهم ماند. می نویسم بدون کمک شما هرگز نمی شد. تمام که شد، تمام دروغهایم را با یک کافه فرو می برم.

حالم از خودم به هم میخورد که این قدر خودم را به فراموشی می
زنم. خودم را مجبور می کنم از آدمهایی حرف بزنم که نامشان هم برایم تهوع آور است.

...

پا نوشت: بقیه این پست حذف شد.

۴ نظر:

م گفت...

گاه آنچه را دوست داريم نفي مي كنيم و گاه برعكس و گاهي خودمان مي شويم و زشت
شايد بهتره با افكار بودريار زندگي كنيم كه مي گه نشانه ها ارزشي فراتر از خود واقعيت دارند و زندگي يك نسخه جعلي از واقعيت است

mani گفت...

hal kardam Dr. jan... I will have the same situation

آزاده گفت...

دلم می خواد یه dislike گنده واسه نوشته اولی( نویسنده: م ) و یه like واسه نوشته دومی(مانی) بزنم
کلا از حرفای غلنبه سلنبه زدن اونم تو این سطح خوشم نمیاد آدم آخرش تکلیفشو با زندگی و واقعیت و این چیزا نمی فهمه

... گفت...

آدما دو جور زندگی میکنن یا غرورشونو زیر پاشون میذرانو با انسانها زندگی میکنن.
یا انسانهارو زیر پاشون میذارنو با غرورشون زندگی میکنن . . .
و كسي كه با"غرورش" زندگي ميكنه موفقيت هاشو به طور قطع بايد" فقط "از خودش تشكروقدرداني ولي زمان شكست يا حتي اون اشتباهات كوچولو عالم و آدم مقصر ميشن و...