۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه


دوست داشتن همزمان همه آدمها، هنر که هیچ، نهایت بیفهمی ست.

۱ نظر:

مریم گفت...

دارم فکر میکنم آخرین باری که همزمان همه آدما رو دوست داشتم کی بوده..هرچی فک میکنم یادم نمیاد..چون خیلی وقته تنفر همزمان از همه آدما رو در پیش گرفتم به جای دوست داشتنشون..شاید اونم یه جور نهایت بی فهمی باشه..یه جایی میرسه که ادم از دوست داشتن فرار میکنه چه یه نفر چه همه..دلش میخواد همه دوست داشتنای قبلیشم از آدما پس بگیره حتی!!
شاید یه چیزی شبیه اونجایی که تو کتاب "بار دیگر شهری که دوست میداشتم"نادر ابراهیمی خوندم که میگفت:هلیا من تمام خنده هایی را که در راه مدرسه در نگاهت ریختم را باز پس میخواهم"