۱۳۸۵ مهر ۹, یکشنبه

تکرار

 


گاه با شتاب


گاه آرام تر


زیستن را دویده ام


بیست و چند هزار سال


اینک  


آرام ایستاده ام،


در این دور


تنها،


تکرار می شوم


هر ثانیه


توی آینه چشم هاتان


بین چهار دیوار اتاقم


پشت جلد دفترم


روی دست های گمشده کسی


...


گریز ناممکن


و جستن بی حاصل...


 


سکون


گام آخر


و  


تکرار


کلام آخر است.


 

۱۲ نظر:

ع گفت...

عالی بود

محمد گفت...

شاید چون زندگی رو دویدیم، تمام پیچ و خم هاشو زود یادگرفتیم و الان که ایستاده ایم هم چیز تکراری می نماید، شاید هم زندگی یعنی مبارزه برای تسلیم نشدن به این تکرار...

m گفت...

Chi roo didid ? koja roo kashf kardid? kheili khodetoono jeddi gereftid. Shayad masale daghighan akse in bashe. Shayad ta bozorg shodan kheili faseleh darid. Kasi ke inghadr rahat mishkane bitajrobast agha....age tajrobeiy dare ham bayad door berize.

! گفت...

اگر به سکون برسی و دچار تکرار بشی نه گریز ممکنه و نه جستجو حاصلی داره و این دور باطل تا ابد تکرار خواهد شد

مهدی گفت...

شاید این تکرار شدن مثال طلوع خورسید باشد

امید گفت...

مواظب تکرار باش
یادمه همیشه ازش می ترسی

م.ن. گفت...

بگذار من سرزمین تو باشم...
بندرگاهی که هرگز آن را پایانی نیست.

کیمیا گفت...

تولدی در توالی این تکرار هاست...

م.ن. گفت...

روز اتحاد... بود. تعطیلی رسمی.تنها نبودم... قرار بود که بیاد. زود بیدار شدم. به جهنم که تعطیله. بیرون نمی رم امروز. طراحی نه. آشپزی نه. اطوی لباس بمونه واسه بعد. امروز فقط مال یه نفره. نمی خواد وقتی باهاش قرار می ذارن سرگردانش کنند. همین جا می شینم تا به محض ورود ببینمش...
همین جا تمام روزو نشستم...
میاد...من دلگیرم...میذاره می ره...
تمام روز منتظرش بودم...

من گفت...

گم و گنگ و گیج ...

! گفت...

تقصیر فاصله نیست.
هیچ پروازی
مرا به تو نمی‌رساند
وقتی که تو
در کار گم‌کردن خود باشی!

rtus گفت...

goriz namomkene ama jostan bihasel nis....