به مرگ
محکوم است
دلم
دلم اینجا
به مرگ محکوم شده است و
هیچ دادگاه های تجدید نظری
فرجام هایش را نشنیده است
دلم هر روز
پرونده سرخ اش را ورق می زند
صفحه اول را
که خواسته بود سفید بماند همیشه
و صفحات بعد را،
و تمام قربانیانی که
لابلای دود یک سیگار محو شده اند...
به هفت بار اعدام
دلم
محکوم است
مهم نیست دیگر
بار چهارم است یا پنجم،
دلم اما فقط می خواهد
بار هفتم به خاطر همان صفحه اول باشد...
۲ نظر:
شايد اگر صفحه ي اول سياه شده بود..پرونده با صفحات سرخ بعدي قطور نمي شد .. و قاضي محكوم نمي كرد دلت را به هفت بار اعدام...
هميشه شعار داده ام : "اعدام را متوقف كنيد" ...اما امروز خوشحالم از حكم قاضي...
سلام قریه کوچک.
چقدر شعرت به دلم نشست!
ارسال یک نظر