۱۳۸۸ تیر ۱۹, جمعه

روزنامه ۱


و تو چه می دانی از کسی که حالا چند تار موی سپید روی شقیقه اش دارد و هر شب تمام مردمکان این خیابان را لابلای سیگارش دود می کند...

- محمدرضا؟‌

- ...

- چیزی گفتی؟

- دیگر خزر نیستم، لمان شده ام. 


پانوشت:‌ لمان (لک لمان) نام فرانسوی دریاچه ژنو


۵ نظر:

گلبرگ گفت...

چه خزر, چه لمان, دل ما برای ایران می تپد..

عاطفه گفت...

نباید خزر رو تنها بذاریم! این یعنی دستی دستی همه چیز رو به اونها واگذار کردن!!

انفرادی گفت...

و هر آینه ما از نادانانیم.. :)

فاطمه گفت...

زندگی را نفسی ارزش غم خووردن نیست ‘ و دلم بسی تنگ است...
بی خیالی سپر هر درد است .
باز خم می خندم...

Atefeh گفت...

In comment balaee ro man gozashtam?! Javgir Budamaa!