" آی از خانه ی زخم و گریه ،
غربت بغض گشا را عشق است..."
شهیار قنبری
من کجا بودم ؟شاید زندگی ام در جای گم شده ای نوسان داشتو من انعکاسی بودمکه بی خودانه همه ی خلوت ها را بهم می زدو در پایان همه ی رویاها در سایه ی بهتی فرو می رفت
منم یک واحه....اما در لحظه
یعنی الآن خوشحالید که ایران نیستید؟
حکایت فرزندی ست که مادرش در بستر احتضارست و او دور دور دور است...
ارسال یک نظر
۴ نظر:
من کجا بودم ؟
شاید زندگی ام در جای گم شده ای نوسان داشت
و من انعکاسی بودم
که بی خودانه همه ی خلوت ها را بهم می زد
و در پایان همه ی رویاها در سایه ی بهتی فرو می رفت
منم یک واحه....اما در لحظه
یعنی الآن خوشحالید که ایران نیستید؟
حکایت فرزندی ست که مادرش در بستر احتضارست و او دور دور دور است...
ارسال یک نظر