۱۳۸۷ آبان ۲۹, چهارشنبه

مخلوقت نبوده ام شاید،

که این‌گونه

هر غروب

روی به فنجانی قهوه

نماز می گذارم

۸ نظر:

سیب گفت...

تامل بر انگیز!
نظری ندارم

ازاده گفت...

حافظ غم دل با که بگویم که در این دور جزجام نشاید که بود محرم رازم

عاطفه گفت...

آدم میاد اینجا با این آهنگی که گذاشتی و قالب وبلاگت یه جوری میشه! میره تو خلسه! دچار یای فلسفی میشه!!!!!.....................میگم تو دانشگاه بهتون نمی اومد این همه حرفهای حکیمانه بزنیدا!!!!......

؟ گفت...

و رنگ باختن ...
خیره به تصویر او روی دانه های سیاه قهوه ... !؟

mohammad reza گفت...

موزیک کتن کار گروه secret garden که یک گروه دو نوازی ویولن-پیانو (ایرلندی و نروژی) ست. یه نوع موسیقی نوکلاسیک ! به نظر من دلنشین ...

انفرادی گفت...

سلام لا مسسسب! کجایی باز؟ چطوریایی؟؟

سرور گفت...

عالی بود محمد رضا...دیوانه وار... موسیقی ... و شعرت... موسیقی اون قدر قشنگ بود که... اشکی لغزید و بعد لبخندی

فاطمه گفت...

فوق العادست ...