۱۳۸۷ تیر ۱۵, شنبه



بر لبانم،
سیب می نشانم

...

می توانم آیا،

زمین‌گیرت کنم... ؟


۸ نظر:

محمدرضا گفت...

کسی که خودش هم مثل این جمله ها در برهوت ام به من "الهام" شد...

درست مثل معنای "واحه"...

کسی که...

عسل گفت...

تصویر دیده نمی شه !!

سوشیانس گفت...

محمدرضای عزیز عکست دیده نمی شه چرا؟

نفهمیدم از این عبارات و تملیح ات به داستان آدم چه منطوری داشتی؟
آیا تعبیر و مفهوم خاصی در ذهن شما می گذشته است عزیز؟!

"لبانم" و "زمین گیر شدن" و فعل توانستن و نشاندن

حوا گفت...

در دیدگان من عشق جاری ست
اگرچه سخت ! اگرچه دلتنگ!
در من کجاست مردی که این بار امانت به زمین نهد؟

عسل گفت...

قد حوا نمی رسید

من ، همه ی سیب ها را خواهم چید

محمد گفت...

واقعا این همه افکار از ذهنت می گذره! خودت می دونی برام سخته!

محمدرضا گفت...

انتظار زیادی ازت نیست محمدجان.... خودت رو خسته نکن

الهام گفت...

مرسی آسمونی ترین عشق