۱۳۸۷ خرداد ۵, یکشنبه

رای تولدت،

یک مشت تیله رنگی

سبز، آبی، سرخ...

برای تولدت،

یک نوار ِلیسک

آویزان از دیوار مغازه‌های کودکی.

یک ورق عکسبرگردان،

پرتره‌های جودی آبوت...

برای تولدت،

بوق پلاستیکی زرد و سرخ ِ

دوچرخه قرمز رنگ کودکی‌ام...

برای تولدت،

تمام گلهای کوههای تا بی‌انتها سبزِ گیلان،

وحشی... سفید، زرد.

برای تولدت،

بوی خاک خیس غروبهای رشت...

برای تولدت

عطر چای نعنا،

شبهای برهنه تهران

برای تولدت،

رهایی بزرگ پس از هر امتحان،

برای تولدت،

شادی فتح پلنگ‌چال

من، تنها، نیمه شب...

برای تولدت،

بزرگِ دستهای من لابلای موهایت...

برای تولدت،

بوسه بر مویرگ نیلی دستت...

برای تولدت،

هر چه من ،

برای تولدت...

ما .

۴ نظر:

ونوس گفت...

سلام...

الفبا براي سخن گفتن نيست

براي نوشتن نام توست

اعداد

پيش از تولد تو به صف ايستادند

تا راز زادروز تو را بدانند

دست هاي من

براي جست و جوي تو پيدا شدند

.اي كاشف آتش

در آسمان دلم توده برفي است

كه به خنده هاي تو دل بسته است

چقدر بزرگ شدی... بزرگتر از آغوش من...

یا حق

مسافر کوچولو گفت...

چه تبریک کودکانه و صادقانه و شاعرانه ای
به واقع تقدیم تمام لحظات یک عمر را تداعی می کند

سوشیانس گفت...

اجازه هست به وبتون لینک بدم؟!

الهام گفت...

تو بزرگترین و بهترین و دوست داشتنی ترین هدیه تولد هستی که من از امسال دارم