۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

 


"چهره ها
اندوه را منعکس می کنند  
ایستگاه ها پر و خالی می شوند
میان برگ های تقویم
روزهای بی رحم دیگری هم هست"


                          بلندی های بادگیر

۶ نظر:

محمد گفت...

سلامآقا رضا گل!
خوبی؟
راستش به طور اتفاقی وب تو دیدم. خیلی لذت بردم.
امیدوارم مثل همیشه موفق باشی.

تسنیم گفت...

سلام. چی مگه مهمه؟ اینکه آهنگو نمیتونم گوش بدم؟ یا خط تو؟ یا نوشته ی من؟ یا هیچکدوم؟!

ماهی گفت...

سلام
خوبید شما؟ امیدوارم هرجا هستید خوش باشید.ممنونم که گاهی به تنگ تنگ بلورین ماهی من سر می زنید.

داش علی گفت...

بابا روحیه بده !!! این چیزا چیه می نویسی

ارمغان گفت...

باز شما تشریف آوردین و بدون اسم پیام گذاشتین؟
باز ترسیدی اسمت رو بنویسی و نظرت رو بدی؟ هنوزم مرد نشدی که حرفی که میزنی رو با قدرت بگی. مرد باش و رو حرفت بایست

محمدرضا گفت...

1- پنج سال پیش بود که به پیشنهاد یک دوست واحه نویس شدم، از همان همیشه از این هراس داشتم که از این فقط دست نوشته ها، به غیر تعبیر شود..و به قول همین دوست: مگر مهم است ؟

2- و اگر مردانگی به این بود که آدمی روی حرفش بایستد آنگاه خواهرزاده من وقتی بستنی می خواهد "مرد"ی است بی مثال ...

3- کاش آنقدر وقت داشتم که وبلاگ همه دوستان را می خواندم و آنقدر حرف که برای هر کسی چیزی بنویسم...