۱۳۸۶ اسفند ۲۶, یکشنبه

 


در خاک عشق ریشه پنهان دوانده ایم


ای تندباد، زحمت بی جا چه می کنی؟


 هوشمند فتح اعظم

۳ نظر:

میثم گفت...

سلام . وب قشنگی دارید.خوشحال میشم به من هم سر بزنید در ضمن سال نو را هم بهتون تبریک میگم.

الهه گفت...

آنی بود , درها وا شده بود
برگی نه, شاخی نه, باغ فنا پیدا شده بود.
مرغان مکان خاموش , این خاموش, آن خاموش
خاموشی گویا شده بود
آن پهنه چه بود: با میشی گرگی همپا شده بود .
نقش صدا کمرنگ
نقش ندا کمرنگ
پرده مگر تا شده بود؟
من رفته
او رفته
ما بی ما شده بود
زیبایی تنها شده بود
هر رودی دریا
هر بودی
بودا شده بود

محمدرضا گفت...

الهه:

مرسی...