۱۳۸۶ آبان ۱۲, شنبه

من می نویسمت ...




۴ نظر:

دریا گفت...

این فرشته است و اون یکی چیه؟

داش علی گفت...

تو که دست ات به نوشتن آشناست....
بنویس از ما که عشق رو نشناختیم
حرف خالی زدیم و
قافیه باختیم
....

بنویس هر چه که ما رو به سر اومد
.
.
.

......

یه نفر گفت...

روحم به گل نشسته , برایم دعا کنید
آیینه ای برای دلم دست و پا کنید

ای زخمهای کهنه که سر باز کرده اید
با شانه های خسته ی من خوب تا کنید

دارم به ابتدای خودم می رسم _ به ...

!!! گفت...

نمی تونی ....
هیچ کس نمی تونه....