۱۳۸۶ شهریور ۲۰, سه‌شنبه


لباسم را


سخت می تکانم


و موهایم را نیز


به پيرمردی که


در آينه است می گويم:


باد را


می بينی؟


انگار


خاکستر می آورد...!


 


۱۵ نظر:

مجسمه گفت...

پیرمرد نگاهی کوتاه با آینه می اندازد
و گذر تند باد را نظاره میکند
که فقط خاکسترش بجا مانده

!!! گفت...

کاش می تونستم تو اینه قلبم رو ببینم.می خوام ببینم از چی ساخته شده که صدای
شکستنشو هیچکی نشنید،حتی خودم.قلب کوچیک من می تپی ولی چه ارومو غمگین.می دونی از کجا فهمیدم غمگینی؟
.
.
تو اینه،از خاکستری که باد رو موهام جا گذاشته!!!

سرور گفت...

باد... باد... این باد که چنین خاکستر می آورد روزی ما را با خود خواهد برد

عنوان نمی خواهد گفت...

خوبترین حادثه می دانمت

خوبترین حادثه می دانی ام؟

حرف بزن ابر مرا باز كن

دیر زمانی است كه بارانی ام

حرف بزن حرف بزن سالهاست

تشنه ی یك صحبت طولانی ام

ها...به كجا می كشی ام خوب من

ها... نكشانی به پشیمانی ام؟!

محبوبه نجاتی گفت...

میگویند در جایی دورتر متغیر زمان از بین میرود و خود را وارد زندگی ما نمیکند ...ظاهرت همان است که بود ...از خود میپرسم ...قلبت چه؟!! آیا همان خواهد بود که از خداوند هدیه گرفته بودی؟!!...سپاس

باران گفت...

لعنتی
نگاهی تنبل و طولانی در آیینه
دماغم دارد پیر می شود. شروعش 1/2 است و
پایینتر پیرانه پایین می رود.
حالا صدایشان را می شنوم :
خوش تیپ است اما دماغش
پیر است ...

امید گفت...

خاکستر می آورد ... باد لعنتی !

... گفت...

زمان.
نه مشکل زمان نیست
باد نیست
خاکستر است
از کجا میآید؟
تو میدانی؟

بازيگر گفت...

U seems a great censor as well piremard!

آرزو گفت...

!!! عزیز شاید ترس از ترک برداشتن مجدد اون قلب شیشه ای باعث شد تو کوچه پس کوچه ذهنت چنان مخفی و گم شه که نه خودت صدای شکستنشو بشنوی و نه دیگران تپیدنشو.و شاید و شاید و شاید ....

سوس جعفری گفت...

هوممم ...

؟ گفت...

آسمان خاکستری مه گرفته
دریا و غم
...
صدای پچ پچی نمی آید ...
هنوز هم هستی ؟

دریا گفت...

کجایی که حال زارم بینی؟
باد چیه؟
خاکستر کجاست؟

من خودم اون باد سرگردون فلجم و به راحتی فلج شدم...
به راحتی و سرعت 10 ثانیه؟

هوووووم ... چطوره؟

محبوبه نجاتی گفت...

!!! عزیز:
از وقتی که کامنت بالایی رو گذاشتم و چشمم به کامنت شما خورد ...اون لحظه دوست داشتم چیزی بر ایتان بگذارم و بروم ...مثل یک رهگذر...این شعر را تقدیم میکنم...امیدوارم قلبتان به راحتی نشکند...فکر کنم تعادلی بین لطافت و شکنندگی بر قرار شود...در ارزش انچه باعث شکستن قلب میشود تردیدی وجود دارد دوباره مرور کن...دوباره بساز...اما با صلابت بیشتر...

یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم
یا که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم
مهربانی صفت بارز عشاق خداست
یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم
امیدوارم همیشه شاد باشی و این شادی از درونت بجوشد و بستگی یه عوامل بیرونی نداشته یاشد ...فقط تو را به فکر فرو دارد و از تو ..تو بسازد...ببخشید برای اولین بار پرگویی کردم...دلم طاقت نیاورد...سپاس

!!@!! گفت...

باد , خاکستر , کجاست؟ چرا همه چی رو با خودش نمی بره ؟