بازی می خورم هنوز
ميان خواب و بيداری
تو،
مجسمهای می شوی در باران
که خاک
از عطر خیس تنات
مست، مست، مست می شود
و من
تشنه ساليان را مانم
که پرسه ميزنم،
پشت در بسته لبان خيسات ...
من بارانم ...
"و منتشنه ساليان را مانمکه پرسه ميزنم،پشت در بسته لبان خيسات ..."زیبا بود!!
باورم نیست مستی این خاک را... هیج باورم نیست ... کاین تشنه، خود قفل را بر در نهاد...و کلید را بازیگوشانه در ناکجا گم کرد!
سلام .بلاگ خوبي داري آقاي محمدرضا.مخصوصاً نوشتههاي كوتاهت.حق يارت.
تومجسمه ای می شوی در باران و ذره ذره ی وجودت با یا علی دست باران همنشین زمین می شوند!
سلامبعد مدتها با وبم اشتی کردمگفتم خبرت کنممثه همیشه منتظرتمبیای خوشحال میشم
آهنگ وبلاگ با اینکه خیلی عمناکه ولی قشنگه و دلچسب
برای زیستن دو قلب لازم است ...
ارسال یک نظر
۸ نظر:
من بارانم ...
"و من
تشنه ساليان را مانم
که پرسه ميزنم،
پشت در بسته لبان خيسات ..."
زیبا بود!!
باورم نیست مستی این خاک را... هیج باورم نیست ... کاین تشنه، خود قفل را بر در نهاد...و کلید را بازیگوشانه در ناکجا گم کرد!
سلام .
بلاگ خوبي داري آقاي محمدرضا.
مخصوصاً نوشتههاي كوتاهت.
حق يارت.
تو
مجسمه ای می شوی در باران و ذره ذره ی وجودت با یا علی دست باران همنشین زمین می شوند!
سلام
بعد مدتها با وبم اشتی کردم
گفتم خبرت کنم
مثه همیشه منتظرتم
بیای خوشحال میشم
آهنگ وبلاگ با اینکه خیلی عمناکه ولی قشنگه و دلچسب
برای زیستن دو قلب لازم است ...
ارسال یک نظر