۱۳۸۶ فروردین ۳۰, پنجشنبه

 


درواقع آنان که کوشیده اند ثابت کنند چهان بر روی هم خوب است٬ به سان معمول این نگر را پیش گرفته اند که بدی ٬ یکسره در نبودن چیزی است و هیچ چیز که است٬ بد است .


 


جستارهای فلسفی - برتراند راسل


 

۱۲ نظر:

تسنیم گفت...

هیچ چیز که است بد است یعنی چی؟

محمدرضا گفت...

هیچ چیز که است، بد است

بیگانه گفت...

چقدر انرژی منفی!!!بیچاره اونایی که مجبورن شما رو ....
اگه خودتون نخواین حالتونو عوض کنین کسی این کارو براتون نمی کنه!!منتظر معجزه نباشین.زندگی برای هر کسی یه جور سخته.مرد اونه که با وجود غم خودشو نبازه!!!
هر چیو که باخت(هر بازی جوانمردانه یا نا جوانمردانه)اما باید حواسش باشه که خودشو نبازه.ما مسول لحظه های عمرمون هستیم.و هیچ چیز و هیچ کس لیاقت اینو نداره که به خاطرش به خودمون آزار برسونیم.
کاملا دوستانه نوشتم و قصد نصیحت نداشتم.خواه از سخنم پند گیر خواه ملال
همیدوارم همیشه شاد باشین و پر انرژی

راوی گفت...

انرژی منفی نیست . فکر میکنم دید محمد به فلسفه شبیه هگل ( ديالکتيک ايده آليستی) باشه. کلیت همه عينيات objects توسط مطلق کل The Absolute (ايده مطلق، روح مطلق، و غيرهAbsolute Idea, Absolute Spirit, etc) حفظ ميشه. هسته اصلی منطق ، يعنی نفی در نفي، در سراسر ارزيابی ها از طبيعت و جامعه به کار ميره. هگل در کتاب فلسفه طبيعت اين رو فاش ميکنه که مطلق در واقع وحدت اضداد در طبيعت است، که پس از تغييرات کمي، دستخوش تغييرات کيفی ميشه، و بالاخره به شکل مارپيچی مجموعه سه تائی معروف هگلی Hegelian triad يعنی تز-آنتی تز-سنتز حرکت انجام ميشه..(خودت چی فکر میکنی ؟)

کسی که می شناسی اش گفت...

بیایید کمی واقع بین باشیم. در کجای این حرف ها به دیالکتیک ایده آلیستی می رسیم. به جای چنین تشویق های نابجا بهتر نمی بود کمک کنید تا دوست شما برای ارزش های جدن والاتری زندگی کند و از آن چه بی شک رنج می برد رها شود؟ آیا داشتن چنین دیدگاهی -فرض کنیم که چنین باشد- در زندگی دوست شما اثر مثبت خواهد داشت؟ شما چقدر دوست تان را می شناسید؟
به نظر من کسی که هستی اش به یک نفر ختم می شود برای آن چه که بشر را می توان بخاطرش تقدیر کرد فاصله ی بسیار دارد.
اگر دوباره وبلاگ را بازخوانی کنید-چه بسا که حوصله ی آن نباشد- نه تنها به فلسفه ی ارزشمند هگلی نخواهید رسید بلکه ناچار خواهید شد در دنیای رو به سقوط محمد رضا و شکایت های او از زندگی دست و پا بزنید.
به اعتقاد من هر گونه وابستگی به عشق و دوست داشتن - که زیباتر ین روی بشر را می نمایاند - ان را لوث خواهد کرد.
این حرف ها از روی خشم یا کینه گفته نمی شود . تو برای ستودنی بودن شایسته ای. پس خودت را دریاب...

محمدرضا به کسی که می شناسم اش گفت...

mamnon az hame lotfet ke be man va in neveshtehaye biarzesh dashti" kasi ke mishnasat" man haminam ke hastam, be hamin sadegi ... na donyayam be kasi khatm mishvad na donyaye kasi be man... na minvisam ke zende bemanam ... ne zendeam ke benvisam
??shoma cheghadr man ra mishnasid

کسی که می شناسی اش گفت...

همیشه عجولى...

بیگانه گفت...

گاهی آدم اینقدر غرق میشه که حرفای دیگران رو به حساب این میذاره که اونو رو نمی شناسن .هیچ وقت اطرافیان و حرفاشونو دست کم نگیرین(نمی گم این کارو کردینا)فقط می خوام بگم مردم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنید متوجه تفاوتها هستند.
از بین این همه فلسفه که هر آدمی یکیشو قبول می کنه به نظر من آدم بهتره پیرو فلسفه ای با شه که انرژی مثبت به همراه داشته باشه.که به آدم انگیزه بده نه اینکه اونو تو خودش فرو ببره.هر آدمی به خلوت نیاز داره واسه اینکه خودشو بشناسه و بسازه.اما خلوتی که توش رخوت نباشه.
من شاگردتون بودم.در همون حد می شناسمتون.نه بیشتر.
این نوشته ها به نظر من و بنا به تجربه زندگی اجتماعی که تو این 21 سال داشتم نشان بی انگیزگی و به پوچی رسیدن داره.به نظر می رسه کارها از روی وظیفه و عادت انجام میشه.شور زندگی کمتر دیده می شه!!
شما کاملا مختارین که حرفمو تکذیب کنین و به حساب عدم شناختم بگذارین.اما ازتون می خواهم یه کم فکر کنین ببینین با این وضعیت به کجا می رسین؟ایده آلهاتون چی میشه؟؟(میدانم اینقدر روشن بین هستین و درک می کنین که نوشتن این مطالب انگیزه ای جز خیر خواهی نبوده)
شاد باشین

راوی به کسی که نمیشناسمش گفت...

من فقط نظرم رو راجب دیدگاه دوستم به زندگی گفتم ...من نمیدونم کدوم قسمت نوشته من تشویقی بود؟ در گفتمان فلسفی فقط میتونین مستدل یک نظر رو رد کنین یا تایید کنین ...بنابر این واژه تشویق در این مقوله تعریف نشده است .
من شخصا به نظری که دادم قطعیت ندادم شما چطور بهش قطعیت دادی ؟
در ضمن دنیای محمد که شما فکر میکنی رو به سقوط شاید برای من صعود باشه ...
شاید شما وارونه به دنیا نگاه میکنی!!!!
کی تعیین میکنه که دستگاه ایده ال چیه؟

... گفت...

خوبه بالاخره این وسط به راوی لینک داده شد. خوش به حالش...

کسی که هيشکی رو نميشناسه! گفت...

کمبود ، اظطراب ، بيگانگی ، غربت ، انتظار، غم و........ مجهول ماندن. کمبود هميشگی و خلاء آزار دهنده ی همه ی روحها.. بی قراری دلها .. دغدغه ی مجهول درون های شگفت ... اشتياق های بی آرام .. عشق های بی معشوق .. نياز عبادت... و تراژدی غم انگبز انسان: آنچه هست نبايد باشد و آنچه بايد باشد « نيست ».
و همهی حرفها همين است و همه ی درد ها همينجاست...

راوی گفت...

خوش به حال اون زرنگی که قبل از همه فهمید خوش به حالم شده!!!!!