۱۳۸۵ دی ۱۴, پنجشنبه

هذیان ...

و این من نیستم

من گم شده است

جایی درون خودش

همین روزها

می شکنم

می شکند

قاب شیشه ام

رها می شوم

از اثبات، از گمان

هر چه خودم و تو

حل می شوم

توی جریانهای بی پاسخ فکر

پاسخ

معمای حل نشده ذهن

...

معمای حل نشده ذهن

پ ن :

ساعت ۴ صبحه و من حالم خوب نیست.

۱۷ نظر:

احمد گفت...

سلام وبلاگ من را هم به لیست خود اضافه کنید ممنونمhttp://gonahbigonah.blogfa.com/

نازنین گفت...

این من چقدر گم می شه!... هیچوقت پیدا شده اصلن؟!

سوری گفت...

چرا گم شدی؟چه معمای حل نشده ای تو ذهنت هست مگه؟جریانهای بی پاسخ فکرت چیه؟بگو خودت رو خالی کن.سخت نگیر در بیا از این همه انزوا.من خیلی وقت نوشته ها تو می خونم هیج وقت شاد نبودن.بهتر یکم امیدوار باشی.حرفا تو راحت بزن.تا پشیمون نشی.

مریم گفت...

حرفات و راحت بزن تا دیر نشده....

محمدرضا گفت...

1- سلام
2- با اجازه نظرات بعضی از دوستان حذف شد !
3- لطفآ حرف ها و پیام های شخصی رو ای میل بزنید...
4- چقدر خوب میشه اگه هر چی به فکرمون می رسه رو با شجاعت به کسی نسبت ندیم.
5- باشد که باشد ...

آشنا گفت...

این چه انزوایی که توش گیر کردی؟

سینا گفت...

باران كند، ز لوح زمين، نقش اشك، پاك

آواز در، به نعرة توفان. شود هلاك

بيهوده مي فشاني اشك اين چنين به خاك

بيهوده مي زني به در، انگشت دردناك.

محمد گفت...

تو کی حالت خوب بود؟ البته بیشتر نو آواری ها تو حالت غیر عادی اتفاق می افته!!!!
البته فکر نمی کنم که نوآوری بتونی بکنی (شوخی)...من هم حالم خوب نیست چون الان....
محمد

نیما گفت...

یرگه،
چی شده؟
اون روحیه مشدیت پس کجا رفته؟
بابا مشهدی نمی تونه مشهدی دیگه ای رو ناراحت ببینه
ناسلامتی ما همشهری های رینگو ایم
به اون امید بگو پس این شماعی زاده به چه درد می خوره...
ااااااا بیا... دست دست

محمدرضا گفت...

خوبم ... خوب...م

میسا(شب شراب) گفت...

درود
لذت بردم.منتظر پست های بعدی هستم.
ایام به کام

تسنیم گفت...

سلام. یاد این افتادم
گم شدم در خود چنان کز خویشتن پیدا شدم
قطره ایی بودم ولیکن غرقه در دریا شدم...

عباسحسیننژاد گفت...

سپاس!

آرام گفت...

لیلی شدن هم بر من حرام شد....

مهسا-خط فاصله گفت...

اگر حال تو همچون من آشفته خراب است
ای وای به حال هر دوی ما

نیره گفت...

ای کاش می شد برگشت تا در تلاقی دو نگاه ، زیر دو ورقه داغ عشق تا ابد له می شد....
وبلاگ من آپ شد

بیدل گفت...

چند وقتی بود از تو خبر نداشتم امروز دوباره پیدایت کردم .با موقیعت وشرایطی که توداری میبایست همیشه برای دیگران موج مثبت بفرستی .به این فکر کن که چند هزار نفر آرزو دارند جای تو باشند.راستی چگونه شکر نعمت میکنی .دشت سرخ شقایق.امیدوارم دگر بار که به تو سرمیزنم همان باشی که آرزویت رادارم