۱۳۸۵ مهر ۲۷, پنجشنبه

 


همیشه فرصت هست


برای اعتراف به گناهی که هرگز مرتکب نشده ای...


 


 

۱۲ نظر:

یک دوست گفت...

گاهی هم فرصتی برای جبران گناه نیست!!

دختر دریا گفت...

بسم الله...
آدم ها کی می خوان دست از این خود آزاری هاشون بر دارن؟؟!!

امید گفت...

درسته، فرصت هست و حتی عجله هم نیست،
اما باز خدارو شکر که هیچ وقت برای اینکار جز خودت احتیاج به کس دیگری نیست!

محمد گفت...

خدایش خیلی با نوشته هات حال می کنم...مخصوصا بعضی مواقع که آنچنان چیزی می نویسی که فقط سکوت ثانیه ها می تونن جواب مناسبی براشون باشد...بعضی از نوشته هاتو چندین بار میخونم...تا بیشتر با هاشون ارتباط برقرار کنم!!!
بیشتر برامون بنویس محمدرضا جون....

کیمیا گفت...

اعتراف این گناه ناکرده عین صواب است...شاید!!!

! گفت...

... فرصت عاشقققققققی نگذره!!!!!!!

مجتبی گفت...

تمام این تارهایی که گرفتارت کردن نتیجه همین اعترافاتت به گناههای ناکردته ... هیچ وقت نتونستم قانعت کنم که لازم نیست چوب اشتباهاتی رو بخوری که هیچ وقت مرتکب نشدی...

آذین گفت...

و شاید اعتراف به گناهی که در اثر مرتکب نشدن اعمالی مرتکب شده ای!!

محمد گفت...

شاید...دستانم سفید نباشد...یا حتی سرخ باشد...
اگر تو می توانی... سفید شدنشان را بیاموزی...چشم به راهشان مگذار...
و اگر نمی توانی به من کیمیاگری نشان بده...
و اگر کیمیاگری نبود یا نتوانست...دیگر دستانم را برای همیشه در سرخی خونی که ریخته است می گذارم...برای همیشه...
محمد

متین گفت...

ببخشید آقای محمد...
این کامنت مربوط به این نوشته محمدرضا بود ؟

اوا گفت...

گاهی وقت ها فرصت فکر کردن به گناه مرتکب نشده هم نیست

........ گفت...

تا حالا فکرشو کرذی

چه خوب میشه که برگردی؟؟؟