۱۳۸۵ شهریور ۱۸, شنبه

سکوت

 


این  روزها میخوام چشام رو ببندم.


 می ترسم ، می ترسم ...


 

۳ نظر:

مهیار گفت...

از چی می ترسی؟

از سیاهی؟

چشمت رو هم که ببندی جز سیاهی نمیبینی

خورشید گفت...

گذر زمان معنای جدیدی برای آدمها داره.هر ثانیه ای که می گذره چیزی درونشان رو پر می کنه و چیز دیگه ای شکل می گیره و گاهی اوقات می تونه وجودشون رو ترس پر کنه و شاید همین ترس باشه که باعث موفقیت و یا شکست می شه...

مهدی گفت...

تنها شرطم این بود:
نگاه زیر چشمی ممنوع !