۱۳۸۵ تیر ۱۱, یکشنبه

باران


 


چیزی نیست


فقط


فقط این باران...


همین بارانتان را می گویم آقا


 کمی خیسم می کند


نور خورشیدتان  هم که هر روز


چشمهایم را می سوزاند


...


این صدای تنبور هم اگر...


شبها نمی گذارد بخوابم خب !


 


 


۲ نظر:

سحر گفت...

این اولین نظرمه
خیلی زیبا بود

امیر گفت...

بدک نیست