آرام ميگذرد زمان را مي گويم آرام رد مي شويم از همه چيز و همه كس، از چراغ قرمز، از صداي گريه، از تنهايي اطرافيان، از نياز نيازمندان،از مرگ دوستان، از كوچه هاي زيبا اما آرام رد شويم و آرام تر ، از نگاه مادر كه ما را بدرقه مي كند به مدرسه ،از صداي زيباي بهار، از دوستي ها ، از لحظات شيرين نماز آرام مي گذرد اما نفس بكش و آرام رد شو از هرچه كه هست و نيست ، آرام رد شو خودت را خفه نكن
نميدانم پس از مرگم چه خواهم شد نمي خواهم بدانم كوزه گر با خاك اندامم چه خواهد ساخت ولي آنقدر مشتاقم كه با خاك گلويم سوتكي سازد به دست طفلكي گستاخ و بازيگوش و او يك ريزو پي در پي دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد و خواب خفتگان را آشفته تر سازد...!! دكتر علي شريعتي
۱۰ نظر:
و ما یکی یکی از خود سوال می کردیم
چرا کسی که صدا بود بی صدا خفه شد
.................................
آرام ميگذرد زمان را مي گويم
آرام رد مي شويم از همه چيز و همه كس، از چراغ قرمز، از صداي گريه، از تنهايي اطرافيان، از نياز نيازمندان،از مرگ دوستان، از كوچه هاي زيبا
اما
آرام رد شويم و آرام تر ، از نگاه مادر كه ما را بدرقه مي كند به مدرسه ،از صداي زيباي بهار، از دوستي ها ، از لحظات شيرين نماز
آرام مي گذرد اما نفس بكش و آرام رد شو از هرچه كه هست و نيست ، آرام رد شو خودت را خفه نكن
نميدانم پس از مرگم چه خواهم شد
نمي خواهم بدانم كوزه گر با خاك اندامم چه خواهد ساخت
ولي آنقدر مشتاقم كه با خاك گلويم
سوتكي سازد به دست طفلكي گستاخ و بازيگوش و او
يك ريزو پي در پي
دم گرم خودش را در گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان را آشفته تر سازد...!!
دكتر علي شريعتي
با من بيا!!
اي با من بي من!
ولی ای کاش براری شدن فقط به قلب خود نگاه کنیم
به قول خودت :
همیشه همین بوده است:
دیر میرسیم، زود خسته میشویم ولابد زودتر از آن هم از یاد میبریم...
چه راه دور!چه راه دور بی پایان! چه پای لنگ! نفس با خستگی در جنگ!من با خویش ...پا با سنگ!چه راه دور....چه پای لنگ...
بر میگردی... نه ؟
چه راه دور ...
همیشه رنگ سیاه بهترین رنگ واسه قالب ...
قشنگ تر شده اینجا، مخصوصآ این تصویر اخری ...
ارسال یک نظر