۱۳۸۵ خرداد ۱۸, پنجشنبه

 


دنیایت 


آنقدر کوچک هست و گرد


که هر شبگردش را بتوان


میهمان شبانه فاحشه خانه ای دانست ...  

۱۹ نظر:

......... گفت...

دارم بزرگ می شوم.

و حجمم دارد از اتاق بیرون می زند

شیشه ها را می شکنم و از درز درها

عبور می کنم

به راه پله ها سرازیر می شوم

و "من" در طول کوچه،

در امتداد خیابانمان،

تکثیر می شود.

در حجم پیوسته ای از نوری تهی،

در رنجی ادامه دار،

همه جا را پر می کنم.


باد می شوم،

مرزها برایم کوچکند

می ترکم....

یه نفر گفت...

آقا اینجا زن و بچه ی مردم میاد میره . قباحت داره ها

کیمیا گفت...

خدا در خسوف است و ابلیس تابان ... چراغی بر افروز تا من خدا را ببینم....

بنیامین گفت...

ای دنیا . چه دل نواز است آواز سپیده ات . و چه بی رحم است ستایش شبانگاهیت .

تسنيم گفت...

چه تعبیر زیبایی! اما...

دختر دريا گفت...

اینکه نوشته خواهر کوچولوی منه...
آقا / خانوم ........ كپي رايتش چي مي شه پس؟ !
حداقل اسم ليلي رو ته شعر مي نوشتي :)

محمدرضا گفت...

شاید یه چیزی شبیه بوده ولی ...

ولی اول از خواهرتون می پرسیدید مطمئن می شدید بعد داد می زدید بهتر بود.... نه ؟

دختر دریا گفت...

منظورم نویسنده پست اول بود...

دختر دریا گفت...

بازم اشتباه نوشته شد...اولین نظری که واسه این پستتون دادن رو خوندین؟
مطمئنم که این شعر لیلی ...

لیلی گفت...

ای بابا! شعر من چه معروف شده!

یه نفر گفت...

بابا جان چه خبره اینجا، یه لیلی اون پایین اضافه کنین قال قضیه روبکنین
حالا چه فرقی میکنه شعرکیه .اصل قضیه رو ول کردین چسبیدین به چه چیزایی

محمدرضا گفت...

جوری نوشته بودی که انگار نوشته من کپیه !!!
من که نمی تونم نظرات رو ادیت کنم !!!

آقا یا خانم ... ببین چه کار کردی... !!!

دختر دریا گفت...

شاید ول کردن همین به نظر شما فرع قضیه ها آقا/خانوم یه نفر! ما و مملکتمون رو به این روز انداخته ...
خالق اثار با همین بی خیالی های شما انگیزه می گیرن واسه ادامه ندادن و پیشرفت نکردن...

..... گفت...

دارم بزرگ می شوم.

و حجمم دارد از اتاق بیرون می زند

شیشه ها را می شکنم و از درز درها

عبور می کنم

به راه پله ها سرازیر می شوم

و "من" در طول کوچه،

در امتداد خیابانمان،

تکثیر می شود.

در حجم پیوسته ای از نوری تهی،

در رنجی ادامه دار،

همه جا را پر می کنم.


باد می شوم،

مرزها برایم کوچکند

می ترکم....

نویسنده - شاعر - خلاق لیلی خانم
آهای خانما آقایون فهمیدین , این شعره لیلی خانمه , حالا لیلی خانم کیه ؟!
خیاله همه راحت شد ؟

دختر دريا گفت...

خیال من که راحت شد...یعنی می دونی چیه همینشم مایه خوشحالیه ...
کم کم یاد می گیری ...درست می شی...
مهم نیست که لیلی خانوم کیه ...مهم اینه که شما اون نویسنده خلاق نیستی ...
گرچه لیلی رو خیلی ها می شناسن ...حتی خود شما که از رو این لینک copy-paste كردي:http://arousakekouki.persianblog.com/1385_3_arousakekouki_archive.html#5136252

محمدرضا گفت...

بس کن دیگه !
بس کنید دیگه !

خسته شدم ... (نشدین؟)

دختر دریا گفت...

شرمنده محمدرضا !
اگه این آدم اسم داشت هیچ وقت مزاحم وبلاگ تو نمی شدم...

..... گفت...

کشتی خودتو دختر دریا ...................................................................

..... گفت...

نگفتم...