سلام
این بار ماهی قرمز کوچولو قبل از تحویل سال مرد .
فعلا همین
... ادامه دارد
سلام داداش. سال نو مبارک
کاش وقتی زندگی فرصت دهد گاهی از پروانه ها یادی کنیم کاش بخشی از زمان خویش را وقف قسمت کردن شادی کنیم کاش وقتی آسمان بارانی ست از زلال چشم هایش ترشویموقت پاییز از هجوم دست باد کاش مثل پونه ها پرپر شویمکاش دلتنگ شقایق ها شویم به نگاه سرخ شان عادت کنیمکاش شب وقتی که تنها می شویم با خدای یاس ها خلوت کنیمکاش گاهی در مسیر زندگی باری از دوش نگاهی کم کنیم فاصله های میان خویش را با خطوط دوستی مبهم کنیمکاش با حرفی که چندان سبز نیست قلب های نقره ای را نشکنیم کاش هر شب با دو جرعه نور ماه چشم های خفته را رنگی زنیمکاش بین ساکنان شهر عشق رد پای خویش را پیدا کنیمکاش با الهام از وجدان خویش یک گره ازکاره دل ها وا کنیمکاش رسم دوستی را ساده تر مهربان تر آسمانی تر کنیمکاش در نقاشی دیدارمان شوق ها را ارغوانی تر کنیمکاش اشکی قلب مان را بشکند با نگاه خسته ای ویران کنیم کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند ما به جای ابرها گریان شویمکاش وقتی آرزویی می کنیم از دل شفاف مان هم رد شودمرغ آمین هم از آنجا بگذرد حرف های قلب مان را بشنود
مي خواهمتنه بدانگونه كه ترا خواستند آنانكه تهي بودند از زمين و آسمانمي خواهمتآنگونه كه بيايي و آن بيتِ گمشده شعرم باشيتا آخرين ترانه بسرايم و ميان دو مصرع آخربميرم ...
oh!
اندوه جهان به می فرو خواهم شست.
اسوده دلان را غم شوریده سران نیست....این طایفه را غصه رنج دگران نیست.ای هم وطنان باری اگر هست ببندید...این ملک اقامتگه ما رهگذان نیست!
((,پرواز ))را به خاطر بسپار......پرنده (مردنیست)!!!
بقیه اش کو ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نکته اش تو تجزیه ش هست...یه سر به آز ما بزن...یه کاریش میکنیم....SPMEبا GC...فکر کنم جواب بده
ارسال یک نظر
۹ نظر:
سلام داداش. سال نو مبارک
کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی ست
از زلال چشم هایش ترشویم
وقت پاییز از هجوم دست باد
کاش مثل پونه ها پرپر شویم
کاش دلتنگ شقایق ها شویم
به نگاه سرخ شان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها می شویم
با خدای یاس ها خلوت کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلب های نقره ای را نشکنیم
کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم های خفته را رنگی زنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق
رد پای خویش را پیدا کنیم
کاش با الهام از وجدان خویش
یک گره ازکاره دل ها وا کنیم
کاش رسم دوستی را ساده تر
مهربان تر آسمانی تر کنیم
کاش در نقاشی دیدارمان
شوق ها را ارغوانی تر کنیم
کاش اشکی قلب مان را بشکند
با نگاه خسته ای ویران کنیم
کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند
ما به جای ابرها گریان شویم
کاش وقتی آرزویی می کنیم
از دل شفاف مان هم رد شود
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف های قلب مان را بشنود
مي خواهمت
نه بدانگونه كه ترا خواستند آنان
كه تهي بودند از زمين و آسمان
مي خواهمت
آنگونه كه بيايي و
آن بيتِ گمشده شعرم باشي
تا آخرين ترانه بسرايم و
ميان دو مصرع آخر
بميرم ...
oh!
اندوه جهان به می فرو خواهم شست.
اسوده دلان را غم شوریده سران نیست....این طایفه را غصه رنج دگران نیست.ای هم وطنان باری اگر هست ببندید...این ملک اقامتگه ما رهگذان نیست!
((,پرواز ))را به خاطر بسپار......پرنده (مردنیست)!!!
بقیه اش کو ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نکته اش تو تجزیه ش هست...یه سر به آز ما بزن...یه کاریش میکنیم....SPMEبا GC...
فکر کنم جواب بده
ارسال یک نظر