۱۳۸۴ اسفند ۵, جمعه

به جای تمام حرفهای ناگفته...

 


طوری که دل تو خواست باشم، نشدم


دلخواه دل تنگ خودم هم نشدم


 


حوا،  تو به خانه بهشتی برگرد


من هم متاسفم که آدم نشدم ...


 


 



 


 

۸ نظر:

م.ن. گفت...

معشوقی گفت :
من ارزان ام
من مفت ام
همچون آفتاب
همچون باران.

نیک گفت...

شاید وقت آن رسیده که هجرت کنم..........
باید گذاشت و گذشت...........
همه چیز؛را باید روزی رها کرد....
این رسم زندگیست......
چون مثل باران بودن؛مثل آفتاب بودن؛مثل درخت بودن؛مشل زمین بودن و مثل خدا بودن سخت است....
آخر من فقط یک "انسانم".........

بنیامین گفت...

وای بر ما !

مریم گفت...

با تو حکایتی دگر این دل ما به سر کند... .

ریحون گفت...

قربون آدم چیز فهم برم من...

سوده نگین تاج گفت...

سلام خوبی ؟چطور میگذره .پایداری مهمه ادم بودن یا نبودنش به نظرت چقدر متفاوته؟بهم سر بزن منتظرتم.

کیمیا گفت...

قصور عقل کجا و قیاس قامت عشق؟تو هر قبا که بدوزی به قدر ادراک است...

محبوبه نجاتی گفت...

از خودت بود؟!!!!...خیلی خوب بود...